سید درخت نشین
نقل از میرفتاح در ستون کردگدن نامه روزنامه شرق ۱۶/۱/۸۵ :
((شهید آوینی : بین اجرام نیرویی وجود دارد که آنها را مردم جاذبه و دافعه می نامند. دانشمندان این جاذبه را اندازه گیری می کنند و معادلات ریاضی را بر آن دخیل می بینند. این معادلات درست است و جهان را به شکل ریاضی و با تناسبات ریاضی هم می توان دید. اما گروهی دیگر ماجرا را به عشق و کشش و جذبه هایی می کشانند که نسبت هایی غیر از ریاضی بر آنها حم می راند. جهان را هرطور ببینی همان طور است، اما من ترجیح می دهم جهان را بر مدار عضق ببینم تا مناسبات متداول. اگر پای ما به زمین بند است به جهت عشقی است که ما را به خود می کشاند. اگر به آسمان عاشق می شدیم، نیرویی دیگر از آسمان ما را به خود می کشید... ))
مثل اینکه این آدم در زمان خودش یک جور دیگر بوده و من آدمهای یکجور دیگر را دوست دارم . من خودم بیشتر بر منطق مناسبات متداول زندگی می کنم با آنکه زمانهایی را نیز با عشق می گذرانم. البته معتقدم زمانی خواهد رسید که بر عشق نیز معادله می نویسند و این اثرات درونی انسانها بر یکدیگر را نیز سنجش خواهند کرد.
یک حرف زیبای دیگر از او برای اندیشیدن و برای آنهایی که به مرگ فکر می کنند : " هنر آن است که بمیری قبل از آنکه بمیرانندت .."
تکه های کوچکِ گفتنیِ زندگی